موضوعات وبسایت : تاریخی
سوالات امتحان آیین نامه رانندگی

اشکانیان در تاریخ جهان به چه مشهور بودند

اشکانیان در تاریخ جهان به چه مشهور بودند

نویسنده : ali | زمان انتشار : 12 آذر 1399 ساعت 11:14

شاهنشاهی اشکانی یا اشکانیان «۲۴۷ ق.م. ۲۲۴ م» که در ادبیات غربی با نام امپراتوری پارت‌ها شناخته می‌شود، نام دودمانی ایرانی و یکی از قدرت‌های سیاسی و فرهنگی ایرانی در ایران‌زمین بود که ۴۷۱ سال بر قسمت اعظم غرب آسیا حکومت کرد.[۷][۸] این شاهنشاهی در قرن سوم پیش از میلاد توسط اَرشَک رهبر قبایل ایرانی پَرنی، گروهی از داهان، پس از فتح پارت در شمال شرقی ایران تأسیس گردید.[۹] وی سپس با متحد کردن پارتیان و دیگر اقوام ایرانی علیه سلوکیان قیام کرد. مهرداد یکم (۱۷۱–۱۳۸ پ. م) با تصرف مناطق ماد و میان‌رودان، قلمرو اشکانی را تا حد زیادی گسترش داد و سرانجام شاهنشاهی اشکانی در دوران مهرداد دوم به اوج گستره خود رسید. پهناوری دولت اشکانی در دورهٔ اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس را شامل می‌شد. به‌دلیل قرار گرفتن جاده ابریشم در گسترهٔ حکومت اشکانی و قرار گرفتن در مسیر بازرگانی بین جمهوری روم (بعدها امپراتوری روم) و حوضه مدیترانه و امپراتوری هان در چین، این امپراتوری به مرکزی برای تجارت جهانی تبدیل شد.

سوالات امتحان آیین نامه رانندگی

اشکانیان در دهه‌های نخستین حکومت خود، بخشی از سنت‌های هِلِنیسم که پس از نبرد گوگمل رواج یافته بود را در دربار خود پذیرفتند؛ اما رفته‌رفته سنت‌های ایرانی بر همتایان هِلِنی خود غلبه کردند و این دوره شاهد یک نوزایی فرهنگی ایرانی بود. شاهان اشکانی خود را «شاهنشاه» می‌خواندند که نشانگر ادعای آنان بر جانشینی هخامنشیان است. در واقع شاهان اشکانی به راستی شاهِ شاهان بودند، زیرا تعداد زیادی از شاهان منطقه فرمانروای اشکانی را به عنوان شاهنشاه خود به رسمیت می‌شناختند؛ درحالی که در دوره هخامنشی فرمانروایان محلی توسط دولت مرکزی انتخاب می‌شدند، شاهنشاهی اشکانی تعداد زیادی پادشاهی کوچک و بزرگ را در دل خود جای داده بود که فرمانروایی بر آنان به صورت موروثی دست به دست می‌شد. گرچه تعدادی شهربانی نیز به مانند گذشته وجود داشتند، اما در مقایسه با همتایان هخامنشی خود از خودمختاری کمتری برخوردار بودند. با گسترش قلمروی شاهنشاهان اشکانی، مرکز قدرت این دولت از شرق، به غرب ایران منتقل شد.

نخستین دشمنان اشکانیان، سلوکیان در غرب و سَکاها در شمال بودند. اما رفته رفته و با گسترش قدرت آنان به سوی غرب، این دولت وارد ستیز با پادشاهی ارمنستان و در نهایت یک رقابت طولانی با رومیان شد. جمهوری «و سپس امپراتوری» روم و اشکانیان بر سر مسائل متعددی، از جمله انتخاب پادشاه ارمنستان با یکدیگر به رقابت می‌پرداختند. ایرانیان در سال ۵۳ پیش از میلاد به طرز تحقیرآمیزی مارکوس کراسوس را در نبرد حران شکست دادند و در ۴۰–۳۹ پیش از میلاد، بخش‌های وسیعی از قلمروی آسیایی رومیان را فتح کردند؛ اما با ضدحمله مارک آنتونی، این مناطق مجدداً به زیر فرمان روم درآمدند. زد و خورد میان ایران و روم در سده‌های بعد و تا پایان دوران ساسانی ادامه پیدا کرد. هرچند، سرانجام این جنگ‌های داخلی بود که زمینه‌ساز ضعف و زوال اشکانیان را فراهم ساخت که منجر به شورشاردشیر بابکان، فرمانروای اصطخر در پارس، گردید. اردشیر در ۲۲۴ میلادی اردوان پنجم را شکست داد و با ورود به تیسفون، پایان دولت اشکانی را رقم زد. دولت اردشیر، شاهنشاهی ساسانی، برای بیش از چهار سده بر ایران و بخش‌های وسیعی از سرزمین‌های اطراف فرمان راند، تا اینکه در میانه‌های سده هفتم میلادی توسط مسلمانان از بین رفت. با وجود سقوط دولت اشکانی در ایران، شاخه‌های دیگر این دودمان، نظیر اشکانیان ارمنستان و اشکانیان ایبری، تا قرن‌ها بر قفقاز فرمان راندند.

منابعِ اشکانی، نوشته شده به پارتی و یونانی، در مقایسه با ساسانیان و حتی هخامنشیانی که به لحاظ زمانی پیش از آنان حکومت کردند، بسیار خرد و اندکند. جدا از منابعی نظیر سکه‌ها، سفال نوشته‌ها، سنگ‌نبشته‌ها و اسناد به دست آمده، منبع دیگری که توسط اشکانیان نوشته شده باشد، در دست نیست؛ به همین دلیل باید تاریخ اشکانی را در نوشته‌های خارجی جست. تواریخ یونانی، رومی و چینی شامل اطلاعات ارزشمند اما ناکافی از این دوره هستند. هنر پارتی از دیگر زمینه‌هایی است که می‌توان برای درک بهتر دوران اشکانی و جامعه ایرانی در آن دوران از آن استفاده برد.

تاریخچه[ویرایش]

به قدرت رسیدن یک امپراتوری[ویرایش]

354px-World_1_CE1.png

این پرونده نقشه کل جهان در حدود میلاد مسیح را نشان می‌دهد [شاهنشاهی اشکانی در وسط نقشه با رنگ بنفش به وضوح دیده می‌شود].

220px-Pdc_24586.jpg

سکه نقره با تصویر چهره ارشک و نام وی (به

یونانی

:

ΑΡΣΑΚΟΥ

)

پیش از آنکه ارشک دودمان اشکانی را بنیان‌گذاری کند، رئیس قبیله پرنی از قبایل آسیای میانه و یکی از چندین قبیله عشایر متحد داهه بود.[۱۰] پرنی‌ها در سرزمین داهه در شمال پارت زندگی میکردند و یکی از قبایل هم پیمان داهه بودند[۱۱] و برخلاف دیگر ساکنان پارت که به زبان‌های ایرانی غربی سخن می‌گفتند، به احتمال زیاد به زبان‌های ایرانی شرقی تکلم داشتند.[۱۲] پارت‌ها در ابتدا زیر سلطه هخامنشیان و سپس سلوکیان بودند.[۱۳] پس از فتح منطقه، پرنی‌ها زبان پارتی را به عنوان زبان رسمی دربار پذیرفتند و از آن در کنار آرامی، یونانی، اکدی، سغدی و دیگر زبان‌های مناطق تحت تصرف خود استفاده می‌کردند.[۱۴] شایان ذکر است که بسیاری از پادشاهان اشکانی ادعای خویشاوندی با هخامنشیان را داشتند. این مدعی در سکه‌ها و دیگر مستندات مکتوب که گویای رنج بردن پادشاهان هخامنشی و اشکانی از بیماری ارثی نوروفیبروماتوسیس است، قابل مشاهده می‌باشد.[۱۵]

این‌که چرا سال ۲۴۷ پ. م به‌عنوان اولین سال حکومت اشکانی که در مرکزیت قرار داشت اعلام شده، نامعلوم است. آدریان بیور بر این باورست که این سال همان سالیست که سلوکیان کنترل ساتراپ پارت را از دست داده و آنجا را آندروگوراس تصاحب کرده و در نهایت ارشک با قیام علیه او پارت را فتح می‌کند. از این رو، ارشک شروع سال‌های سلطنت خود را از پایان کامل حکمرانی سلوکیان بر پارت محاسبه کرده‌است.[۱۶] از سوی دیگر وستا سرخوش کورتیس بر این باورست که این سال صرفاً سالیست که ارشک به عنوان رئیس قبیله پرنی‌ها انتخاب می‌شود.[۱۷] هما کاتوزیان،[۱۸] ژن رالف گارتویت،[۱۹] این سال را سال فتح پارت و اخراج مقامات سلوکی می‌دانند. هرچند کورتیس[۱۷] و ماریا بروسیوس[۲۰] معتقدند که تا سال ۲۳۸ پ. م آندروگوراس مورد حمله و فتح ارشک قرار گرفت. آندره ورستاندیک چنین می‌نویسد: رسیدن آرشاک (ارشک) به مقام الوهیت مبدأ تاریخ نوینی شد که از نوروز، اول ماه نیسان سال ۲۴۷ پ. م آغاز می‌شود. آمین مارسلن مورخ رومی می‌گوید: ایرانیان ارشک را تا سطح ستارگان ارتقاء داده بودند.[۲۱]

280px-Rome-Seleucia-Parthia_200bc.jpg

پارت منطقه زرد رنگ در کنار امپراتوری سلوکیان به رنگ آبی و روم به رنگ بنفش در ۲۰۰ پ.م.

جانشین بلافاصله ارشک نامعلوم است. آدریان بیور[۲۲] و کاتوزیان[۱۸] جانشین او را تیرداد یکم، برادر وی می‌دانند، کسی که بعدها فرزندش اردوان یکم در ۲۱۱ پ. م به سلطنت رسید، اما کورتیس[۲۳] و بروسیوس[۲۴] بر این باورند که اردوان یکم بدون واسطه به مسند قدرت رسید، با این تفاوت که کورتیس سال به سلطنت رسیدن وی را ۲۱۱ پ. م و بروسیوس ۲۱۷ پ. م می‌دانند. اگرچه بیور اصرار دارد که سال ۱۳۸ پ. م، یعنی آخرین سال سلطنت مهرداد یکم، دقیقاً اولین سال تأسیس و شروع دوران سلطنت اشکانی است.[۲۵] باوجود تمام این اختلافات، تنها بیور به تشریح دوران حکومت اشکانی که مورد قبول تاریخ‌نگاران است در دو بخش مجزا می‌نماید.[۲۶]

در بارهٔ زمانی که سلوکیان مشغول جنگ در غرب سرزمین‌های خود با پتلیموس سوم فرماندهِ مصر بودند، ارشک از این اوضاع سود جسته و پایه‌های سلطنت خود را در پارت و هیرکانی محکم کرد. همچنین این نزاع میان بطلیموس و سلوکیان که سومین نبرد از جنگ‌های سوری بود به دیودوتس در آسیای مرکزی نیز امکان قیام و تأسیس دولت یونانی بلخ را داد.[۲۰] پس از آن دیودوتس دوم، جانشین دیودوتس علیه دولت سلوکیان با ارشک متحد شد، با این وجود ارشک از ارتش سلوکوس دوم شکست خورد و از پارت رانده شد.[۲۷] ارشک مدتی را به قبیله آپاسیاک پناه برد و از آنجا حمله‌ای را برای پس‌گیری پارت تدارک دید و در نهایت آنجا را مجدداً تصاحب کرد. در آن زمان جانشین سلوکوس دوم، آنتیوخوس سوم که نیروهای خود را برای مقابله با شورش در ماد و مولون مستقر کرده بود، از انتقام بازماند.[۲۷]

آنتیخوس سوم در ۲۱۰ یا ۲۰۹ پ. م برای بازپس‌گیری مناطق از دست‌رفته به باختر و پارت لشکرکشی کرد، اما ناموفق ماند و مجبور به عقد توافق صلح با اردوان یکم شد و وی را به عنوان شاه به رسمیت شناخت.[۲۸] پس از حمله جمهوری روم به سلوکیان و شکست آنان در جنگ ماگنزی در ۱۹۰ پ. م، سلوکیان دیگر توان دخالت در امور اشکانی را نداشتند.[۲۸]فریاپت (دوران حکومت: ۱۹۱–۱۷۶ پ. م) جانشین اشک دوم شد و در نهایت فرهاد یکم (دوران حکومت: ۱۷۶–۱۷۱ پ. م) به تاج و تخت رسید و به‌دور از دخالت سلوکیان حکمفرمایی کرد.[۲۹]

گسترش و یکپارچه‌سازی[ویرایش]

300px-Parther_reich.jpg250px-Xong-e_Ashdar_Parthian_relief.jpg

نام فرهاد یکم به عنوان توسعه دهنده کنترل حکومت اشکانی تا دروازه اسکندر و اشغال‌کننده آپمیا راجیانا ثبت شده‌است.[۳۰] با این وجود، بیشترین گستره قلمرو اشکانی و پرقدرت‌ترین دوران حکومت اشکانی به مهرداد اول، برادر و جانشین وی تعلق دارد،[۲۴] کسی که کاتوزیان او را با کوروش کبیر، بنیان‌گذار حکومت هخامنشیان مقایسه می‌کند.[۳۱]

پس از مرگ دیودوتس دوم، روابط اشکانی و دولت یونانی باختر نیز رو به زوال گذاشت، بخصوص زمانی‌که مهرداد یکم به آنجا حمله کرد و دو استان را در زمان حکومت اوکراتید یکم از آنان ستاند.[۳۲] توجه مهرداد یکم به قلمرو سلوکیان و هرج و مرج در ماد به دلیل سرکوب شورشیان توسط تیمارخوس، اسباب حمله به ماد و تصرف هگمتانه را در ۱۴۸ یا ۱۴۷ پ. م فراهم کرد.[۳۳] این پیروزی فتح بابل و سلوکیه را در میان‌رودان به دنبال داشت، مهرداد یکم در ۱۴۱ پ. م در سلوکیه سکه‌ای ضرب کرد و در مراسمی رسمی با عنوان پادشاه تاج‌گذاری نمود.[۳۴] زمانی‌که مهرداد یکم در راه بازگشت به هیرکانی بود، سپاهش امپراتوری الیمائیس و پادشاهی میشان را تحت کنترل و شوش را تصرف کرد.[۳۴] در این زمان قلمرو حکومت اشکانی در شرق تا رود سند گسترش یافته بود.[۳۵]

در حالیکه شهر صددروازه به عنوان اولین پایتخت اشکانی انتخاب شد، مهرداد یکم در سلوکیه، هگمتانه، تیسفون و شهر تازه تأسیس خود مهردادکرت اقامتگاه‌های شاهی نیز بنا کرد، علاوه بر این مهردادکرت محلی بود که در آن مقبره‌ای برای پادشاهان اشکانی ساخته شده بود و از آن نگهداری می‌شد.[۳۶] از سوی دیگر هگمتانه به اقامتگاه تابستانی خانواده سلطنتی اشکانی بدل گشت.[۳۷] شهر تیسفون نیز تا پیش از به حکومت رسیدن گودرز یکم به عنوان پایتخت انتخاب نشد،[۳۸] اما به نقل از بروسیوس به عنوان محلی برای تاجگذاری‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت و شهری نمادین از حکومت اشکانی بود.[۳۹]

دولت سلوکی که ناتوان از سرکوب بلافاصله شورش تروفون در ۱۴۲ پ. م بود،[۴۰] به هرشکل در ۱۴۰ پ. م توانست به رهبری دیمتریوس دوم در میان‌رودان به قلمرو اشکانی حمله کند و علی‌رغم موفقیت‌های اولیه، سلوکیان در نهایت شکست خوردند. در نهایت دیمتریوس دوم به دست سربازان اشکانی دستگیر و به هیرکانی برده شد. مهرداد یکم وی را تحت درمان و پذیرایی گرم خود قرار داد و حتی دختر خود، روزگون را به عقد او درآورد.[۴۱]

200px-Mithradatesi.jpg

آنتیوخوس هفتم، برادر کوچکتر دیمتریوس دوم، در نبود برادرش حکومت سلوکی را بر عهده گرفت و با همسر برادرش، کلوپاترا تیا نیز ازدواج کرد. آنتیوخوس پس از شکست تروفون در سال ۱۳۰ پ. م به سوی میان‌رودان برای بازپس‌گیری مناطق از دست رفته که در آن زمان زیر سلطه فرهاد دوم اشکانی بود، لشکرکشی کرد. او توانست بابل را فتح و شوش را تصرف کرده و در آنجا سکه‌ای ضرب نماید.[۴۲] پس از پیشروی سپاه آنتیوخوس به سوی ماد، دولت اشکانی سعی بر ایجاد صلح نمود، اما آنتیوخوس صلح را نپذیرفت مگر به شرط آنکه دولت اشکانی تمام سرزمین‌های تصرف کرده بجز پارت را به دولت سلوکی بازگرداند، مالیات سنگینی بپردازد و دیمتریوس را آزاد کند. فرهاد دوم دیمتریوس را آزاد کرد و وی را به سوریه فرستاد، اما سایر شرایط آنتیوخوس را نپذیرفت.[۴۳] در زمستان ۱۲۹ پ. م، قیامی علنی علیه آنتیوخوس در ماد شکل گرفته بود، چرا که ارتش او در طول زمستان از منابع روستاییان استفاده می‌کرد. آنتیوخوس در حالی که سعی بر سرکوب قیام ماد داشت، با هجوم نیروی اصلی سپاه اشکانی غافلگیر شده و در جنگ کشته شد. بدن او در تابوتی نقره به سوریه فرستاده شد، پسرش سلوکوس با خاندان اشکانی وصلت کرد و دخترش به حرمسرای فرهاد پیوست.[۴۴]

220px-Mithridatesiiyoung.jpg

در حالی که دولت اشکانی مشغول بازپس‌گیری سرزمین‌های از دست رفته خود در غرب بود، تهدید تازه‌ای در شرق شکل می‌گرفت. در ۱۷۷–۱۷۶ پ. م اتحاد کوچ‌نشینان شیونگ‌نو، عشایر یوئه‌ژی را از سرزمین خود که استان گانسو امروزی در شمال‌غربی چین باشد،[۴۵] بیرون راندن. یوئه‌ژی‌ها به سمت غرب در باختر مهاجرت کردند و جایگزین سکاها شدند. سکاها ناگزیر به سوی غرب حرکت کردند و به مرزهای شمال شرقی اشکانی یورش بردند.[۴۶] از این رو مهرداد اول پس از فتح میان‌رودان مجبور به بازگشت به هیرکانی شد.[۴۷]

برخی از سکاها علیه آنتیوخوس به سپاه اشکانی پیوستند. با این وجود بسیار دیر وارد نبرد شدند و فرهاد از پرداخت دستمزد آنان سرباز زد. در نتیجه سکاها علیه او شوریدند، فرهاد نیز سعی برسرکوب آنان با استفاده از سربازان سابق سلوکی نمود، اما آن‌ها فرهاد را تنها گذاشته و به جمع سکاها پیوستند.[۴۸] در نهایت فرهاد به سوی این نیروی متحد لشکرکشی کرد، اما در جنگ کشته شد.[۴۹] تاریخ‌نگار رومی، ژوستین نقل می‌کند، اردوان دوم جانشین فرهاد شد و نبردهای مختلفی با چادرنشینان در شرق داشت. اردوان در نهایت توسط تخارها (که به عنوان یوئه‌ژی شناخته می‌شدند) کشته شد. اگرچه بیور بر این باورست که ژوستین آن‌ها را با سکاها اشتباه گرفته‌است.[۵۰] بعدها مهرداد دوم مناطق تصرف شده توسط سکاها را در سیستان پس گرفت.[۵۱]

پس از عقب‌نشینی سلوکی از میان‌رودان، دربار اشکانی به حاکم بابل، هیمروس، دستور حمله به پادشاهی میشان را داد که در آن زمان هیسپائوسینس در چاراکس سپاسینو بر آن حکم‌فرمایی می‌کرد. زمانی‌که این حمله شکست خورد، در ۱۲۷ پ. م هیسپائوسینس به بابل حمله کرد و سلوکیه را اشغال نمود. در ۱۲۲ پ. م مهرداد دوم، هیسپائوسینس را وادار به عقب‌نشینی از بابل کرد و از پادشاهی میشان حکومتی دست نشانده ساخت.[۵۲] پس از آنکه مهرداد دوم، کنترل دولت اشکانی را در غرب گسترش داد، دورا اروپوس را در ۱۱۳ پ. م اشغال کرد سپس با پادشاهی ارمنستان وارد جنگ شد.[۵۳] در ۹۷ پ. م، نیروهای ارمنی از سپاه اشکانی شکست خوردند، آرتاواز یکم سرنگون و فرزندش تیگرانس به گروگان گرفته شد.[۵۴]

220px-Silk_from_Mawangdui_2.jpgابریشم

چینی متعلق به

ماوانگدویی

(قرن ۲ پ. م)، ابریشم چینی احتمالاً با ارزش‌ترین کالای لوکس مورد معامله توسط اشکانی با غرب از طریق جاده ابریشم بوده‌است.

[۵۵]

در ۱ پ. م پادشاهی پارتیان هند که شامل هند، و پاکستان امروزی بوده‌است با امپراتوری اشکانی هم پیمان می‌شود.[۵۶] در ۴۲ میلادی پس از بازید آپولونیوس، فیلسوف یونانی از دربار وردان پادشاه وقت اشکانی، وردان امنیت کاروان وی را برای سفر به پارتیان هند تأمین کرد. زمانی که آپولونیوس به تکسیلا، پایتخت پارتیان هند می‌رسد، رهبر کاروان نامه‌ای رسمی را که احتمالاً به زبان پارتی بوده‌است از طرف وردان برای مقامی هندی می‌خواند و آن شخص به گرمی از آپولونیوس مهمان نوازی می‌کند.[۵۶] بدنبال گسترش روابط دیپلماتیک توسط ژانگ کیان در آسیای مرکزی در دوره حکومت امپراتوری وو، نمایندگانی از طرف امپراتوری هان از چین در ۱۲۱ پ. م به دربار مهرداد دوم فرستاده شدند. این نمایندگان چینی اسباب برقراری روابط تجاری با حکومت اشکانی را از طریق جاده ابریشم فراهم کردند، اما از سوی دیگر نتوانستند اتحاد نظامی علیه کوچ‌نشینان هیونگنو را بدست آوردند.[۵۷] امپراتوری اشکانی به واسطه دریافت مالیات از کاروان‌های اوراسیایی و بخصوص کالاهای لوکس وارداتی توسط رومیان، وضعیت اقتصادی بسیاری خوبی را بدست آورده بود.[۵۸] همچنین مروارید که کالایی بسیار ارزشمند بود از چین به امپراتوری اشکانی صادر می‌شد و آن‌ها نیز از اشکانی کالاهایی چون ادویه، عطر و میوه خریداری می‌کردند.[۵۹] در این بین هدایایی چون حیوانات از طرف پادشاه اشکانی به دربار امپراتوری هان نیز فرستاده می‌شد، به‌طور مثال در ۸۷ میلادی پاکور دوم یک شیر و یک غزال برای پادشاه ژانگ فرستاده بود.[۶۰]

روابط با رومیان و ارمنی‌ها[ویرایش]

وجود امپراتوری کوشان در شمال هندوستان امنیت مرزهای شرقی امپراتوری اشکانی را تضمین می‌کرد.[۶۱] بنابراین از اواسط قرن ۱ میلادی به بعد، دربار اشکانی بر روی تأمین امنیت مرزهای غربی در برابر حمله رومیان متمرکز شد.[۶۱] یکسال پس از به زیر سلطه درآوردن ارمنی‌ها توسط مهرداد دوم، لوسیوس کورنلیوس سولا، دیکتاتور رومی، با اوروبازوس سفیر اشکانی در کنار رود فرات جلسه‌ای تشکیل دادند و در آن بر سر استفاده از رود فرات به عنوان مرز میان اشکانی و روم به توافق رسیدند.[۶۲]

با وجود این توافق، در ۹۲ یا ۹۳ سال پیش از میلاد، پارت در برابر رهبر قبیله‌ای سلوکی به نام لائودیس و هم پیمانش آنتیوخوس دهم جنگیده و به پیروزی رسید.[۶۳] یکی از آخرین پادشاهان سلوکی به نام دیمتریوس سوم اکاروس، اقدام به محاصرهٔ بروئا (حلب کنونی) کرد و با کمک‌های نظامی همسایگان پارت، از اشکانی شکست خورد.[۶۳]

220px-Coin_of_a_Parthian_king%2C_minted_between_75_and_62_BC.jpg

سکه نقره

ارد یکم

متعلق به ۸۰–۹۰ پیش از میلاد

به دستور مهرداد دوم، گودرز یکم حاکم بابل شد، درحالی که ارد یکم جداگانه بر پارت حکومت می‌کرد.[۶۴] این سیستم تقسیم شده پارت‌ها را تضعیف کرد، و به تیگران دوم ارمنستان این فرصت را داد تا قلمرو پارت را در غرب بین‌النهرین تصاحب کند، اگرچه این سرزمین‌ها در زمان سلطنت سیناتروک به قلمرو پارت بازگردانده شد (۷۱–۷۸ پیش از میلاد).[۶۵] پیرو سومین جنگ مهردادی، مهرداد ششم (پنتوس) (۶۳–۱۱۹ پیش از میلاد) که یکی از متحدان تیگران دوم ارمنی بود، از پارتیان در برابر رمی‌ها درخواست کمک می‌کند اما سیناتروک از کمک امتناع می‌ورزد.[۶۶] در ۶۳ پیش از میلاد زمانی که لوکولوس فرمانده ارتش روم به قصد پایتخت ارمنستان تیگراناکرت به راه افتاد، مهرداد ششم و تیگران دوم از فرهاد سوم درخواست کمک می‌کنند (۵۸–۷۱ پیش از میلاد)، اما فرهاد نیز از ارسال کمک سرباز می‌زند و پس از سقوط شهر تیگراناکرت بدست لوکولوس، مجدداً فرات مرز میان پارت و رم می‌شود.[۶۷]

تیگران جوان، فرزند تیگران دوم که از بدست آوردن تاج و تخت پدر ناکام مانده‌است، به پیش فرهاد سوم فرار می‌کند و وی را متقاعد می‌کند تا به قصد آرتاشات پایتخت جدید ارمنستان لشکرکشی کند. زمانی که این لشکرکشی شکست می‌خورد، تیگران جوان بار دیگر فرار می‌کند و اینبار به پومپه پناه می‌برد و به وی قول می‌دهد تا راهنمای او در ارمنستان باشد، اما در حالی که تیگران به عنوان پادشاه به رم فرستاده می‌شود، در رم وی را به عنوان گروگان درمی‌آورند.[۶۸] فرهاد سوم از پومپه درخواست می‌کند تا او را به وی برگردانند، اما پومپی نمی‌پذیرد. برای تلافی فرهاد به سمت کردوئنه (جنوبی شرقی ترکیه) حمله می‌کند، در این رابطه دو روایت متفاوت از رومیان نقل شده‌است که لوسیوس افرانیوس، کنسول روم، اشکانیان را مجبور به عقب‌نشینی از طریق نظامی و روایت دیگر از طریق گفتگوی دیپلماتیک می‌کند.[۶۹]

فرهاد سوم توسط فرزندانش ارد دوم و مهرداد سوم به قتل رسید. پس از آن، ارد دوم بر مهرداد سوم فائق آمد و او را مجبور به فرار از ماد به سوریه روم کرد.[۷۰]آولو گابینی فرمانروای سوریه روم در حمایت از مهرداد به فرات رفت، اما در میان راه برای کمک به بطلمیوس دوازدهم در سرکوب شورش مصر مجبور به بازگشت شد.[۷۱] مهرداد علی‌رغم از دست دادن نیروی کمک رومی، موفق به تسخیر بابل شد و تا قبل از ۵۴ پیش از میلاد ضرب سکه کرد. در همان سال سورنا یکی از فرماندهان ارد که از خاندان اصیلی بود سلوکیه را بازپس گرفته و مهرداد را اعدام کرد.[۷۲]

کراسوس یکی از فرماندهان سه‌گانه روم و فرماندار سوریه، با تأخیر به حمایت از مهرداد در ۵۳ پیش از میلاد به اشکانیان یورش برد.[۷۳] وقتی با ارتش خود به سمت کاره (حران کنونی، جنوب‌غربی ترکیه) به‌راه افتاد، ارد دوم به ارمنستان حمله کرد و آرتاوازد دوم که هم پیمان روم بود را به هم پیمان خود تبدیل کرد و کمک‌های ارمنستان به روم را قطع نمود، همچنین ارد دوم آرتاوازد را متقاعد ساخت تا برای تحکیم بخشیدن به این پیمان خواهر آرتاوازد به عقد پاکور یکم که ولیعهد بود در آید.[۷۴]

سورنا با سپاهی عمدتاً متشکل از سواره نظام برای مقابله با کراسوس به راه افتاد.[۷۵] سپاه سورنا را ۱۰۰۰ سوار زره‌پوش و ۹۰۰۰ سوار کماندار تشکیل می‌داد، در حالی که سپاه کراسوس ۴ برابر سپاه سورنا و متشکل از هفت لژیون شامل گول‌ها و پیاده‌نظام سبک بود.[۷۶] سپاه اشکانی با تکیه بر حدود ۱۰۰ شتر حامل تیر، منبع ثابتی از تیر برای سواران کماندار خود فراهم کرده بودند.[۷۶] سواران کماندار در جهت استفاده از تاکتیک پرتاب اشکانی بکار گرفته شدند، آن‌ها حالت عقب‌نشینی را تقلید می‌کردند و سپس به سمت دشمن بازمی‌گشتند و تیر پرتاب می‌کردند. این شیوه مبارزه با کمان سنگین و مبارزه در دشت مسطح سپاه کراسوس را نابود کرد.[۷۷] در نهایت در حدود ۲۰٫۰۰۰ رومی کشته و ۱۰٫۰۰۰ دستگیر و تقریباً ۱۰٫۰۰۰ سرباز دیگر به سمت غرب متواری شدند و خود کراسوس نیز به حومه ارمنستان فرار کرد.[۷۸] سورنا به عنوان فرمانده در راس سپاه خود، به کراسوس پیشنهاد مذاکره برای صلح داد که مورد قبول کراسوس نیز واقع شد. در این بین در حالی که یکی از افسران وی سعی بر مانع شدن از رفتن او برای مذاکره به ظن تله بودن آن را داشت، کراسوس کشته می‌شود.[۷۹]

شکست کراسوس در حران یکی از سنگین‌ترین شکست‌های نظامی تاریخ روم بود.[۸۰] پیروزی اشکانیان شهرت توانمندی آن‌ها را که حتی اگر برابر با قدرت رم نباشند، اثبات کرد.[۸۱] سورنا با هم رزمان، اسیران و غنیمت ارزشمند رومیان چیزی در حدود ۷۰۰ کیلومتر سفر کرد و به سلوکیه بازگشت و در آنجا جشن پیروزی گرفت. اگرچه مدتی بعد، ارد از ترس آنکه مبادا سورنا سودای تاج و تخت اشکانی را داشته باشد، سورنا را اعدام کرد.[۸۰]

احساس قدرت ناشی از شکست دادن کراسوس، اشکانیان را به تصرف قلمروهای غربی رومیان واداشت.[۸۲] پاکور یکم ولیعهد اشکانی با فرمانده خود اوساکس به سوی سوریه روم حمله کرد و در ۵۱ پیش از میلاد تا آنتیوخ پیش رفت اما در آنجا توسط گایوس کاسیوس لونگینوس که در کمین بود شکست خورده و اوساکس نیز کشته شد.[۸۳]

حکومت و مدیریت[ویرایش]

قدرت مرکزی و پادشاهان نیمه مستقل[ویرایش]

برخلاف شاهنشاهی هخامنشیان، حکومت اشکانیان به شکل قابل توجهی تمرکززدا بود.[۸۴] یکی از منابع تاریخی نشان دهنده این نکته است که مناطق تحت نظر حکومت مرکزی به شیوه‌ای مشابه با امپراتوری سلوکیان ساماندهی شده‌است. هردو حکومت سلسله مراتب استان‌های خود را به سه بخش تقسیم کرده بودند. پارت‌ها دارای مرزبان، ساتراپ، دیزپات بودند و سلوکیان نیز دارای ساتراپی، اپارچی و هیپارچی بودند.[۸۵]

اصالت[ویرایش]

220px-Arm_less_man_edit_3.jpg

شاه شاهان در راس حکومت اشکانیان بود. وی رابطه چندهمسری را حفظ می‌کرد و با تولد اولین فرزند ذکور کامیاب می‌شد.[۸۶] همانند بطالسه‌های مصری، مستنداتی از ازدواج پادشاهان اشکانی با خواهرزاده‌ها و خواهران ناتنی‌شان وجود دارد. همچنین یک مورد استثنا، ازدواج ملکه تراموزا با فرزندش وجود دارد.[۸۶]

ارتش[ویرایش]

220px-ParthianHorseman.jpg

مجسمه اسب سوار پارتی، به نمایش گذاشته شده در

کاخ ماداما

اگرچه امپراتوری اشکانی نیروی نظامی دائمی نداشت، در عین حال توان جذب سریع نیرو برای مقابله با بحران‌های محلی را دارا بود.[۸۷] از سوی دیگر اگرچه کم‌تعداد اما محافظینی دائمی متشکل از اشراف، رعیا و مزدوران برای شخص شاه وجود داشت.[۸۸] همچنین پادگان‌هایی دائمی در دژهای مرزی جهت نگهبانی وجود داشتند که در کتیبه‌های اشکانی به اهدا درجات نظامی به فرماندهان این دژها اشاره شده‌است.[۸۸] علاوه بر این نیروهای نظامی برای اهداف دیپلماتیک نیز استفاده می‌شدند، به‌طور مثال زمانی که فرستاده چین در قرن ۲ پ. م از امپراتوری اشکانی بازدید می‌کرد، شیجی مدعیست که ۲۰٬۰۰۰ اسب سوار برای نگهبانی از وی به شرق فرستاده شدند. هرچند احتمالاً در رابطه با تعداد این نیروها اغراق شده‌است.[۸۹]

پول رایج[ویرایش]

جنس سکه‌ها معمولاً از نقره بوده‌است. این سکه‌ها شامل درهم و تترادرهم بوده و پول رایج در سرتاسر امپراتوری اشکانی بوده‌است.[۹۰] پادشاهان اشکانی در شهرهای صددروازه، سلوکیه و هگمتانه سکه‌های سلطنتی را ضرب می‌کردند.[۹۱] به احتمال زیاد این کار در مهردادکرت نیز صورت می‌گرفته‌است.[۲۳] در تمام دوره اشکانی از پیدایش تا فروپاشی، وزن سکه‌ها به ندرت کمتر از ۳٫۵ گرم یا بیشتر از ۴٫۲ گرم می‌شده،[۹۲] همچنین وزن تترادرهم‌ها در حدود ۱۶ گرم بوده‌است. به نظر می‌رسد با فتح میان‌رودان توسط مهرداد اول، سکه‌ها منحصراً در سلوکیه ضرب می‌شده‌است.[۹۳]

جامعه و فرهنگ[ویرایش]

فرهنگ یونانی و احیای ایران[ویرایش]

220px-%D9%85%D8%AC%D8%B3%D9%85%D9%87_%D9%87%D8%B1%DA%A9%D9%88%D9%84.jpg

اگرچه فرهنگ یونانی در دوره هلنی نزد مردم خاور نزدیک مقبولیت قابل توجهی پیدا کرده بود، اما در دوره اشکانی شاهد احیای فرهنگ ایرانی در مذهب، هنر و حتی پوشاک هستیم.[۹۴] پادشاهان اشکانی با آگاهی از هر دو ریشه هلنی و ایرانی ممالک زیر سلطه خود، پس از آنکه خود را پادشاه خواندند، خود را فیلهلنیسم (یونانی دوست) معرفی کردند.[۹۵] واژه فیلهلنی تا دوره سلطنت اردوان سوم بر روی سکه‌ها ضرب می‌شد.[۹۶] حذف این واژه از روی سکه‌ها از نشانه‌های احیای فرهنگ ایرانی در دوره اشکانی است.[۹۶]بلاش یکم اولین پادشاه اشکانی بود که خط اشکانی و زبان پارتی را مورد استفاده قرار داد و به جای استفاده از الفبای یونانی، سکه‌هایی به خط اشکانی ضرب نمود.[۹۷] با این وجود از الفبای یونانی تا پایان دوره اشکانی بر روی سکه‌ها استفاده می‌شد.[۹۸]

به هرشکل نفوذ فرهنگ یونانی در دوران امپراتوری اشکانی کاملاً از بین نمی‌رود، به‌طور مثال مدارکی دال بر لذت بردن اشک‌ها از تئاترهای یونانی وجود دارد. زمانی که سر کراسوس را برای ارد دوم آوردند، او در کنار آرتاواز دوم، پادشاه ارمنستان مشغول تماشای نمایش باکچای اثر اوریپید بوده‌است. در آن زمان از سرکراسوس به جای سر پنتئوس در نمایش استفاده شد.[۹۹]

مذهب[ویرایش]

امپراتوری اشکانی از فرهنگ‌ها، مذاهب و باورهای گوناگونی، بخصوص به‌طور عمده از آیین‌های ایرانی و یونانی تشکیل می‌شد.[۱۰۰] گذشته از اقلیت یهودیان[۱۰۱] و تازه مسیحیان،[۱۰۲] بیشتر پارت‌ها چند خدا باور بودند.[۱۰۳] در اغلب موارد خدایان ایرانی و یونانی شبیه به هم یا مخلوطی از هم بودند. به‌طور مثال اهورا مزدا با زئوس، اهریمن با هادس، آفرودیت و هرا با آناهیتا، آپولو با میترا و شمش با هرمس شبیه به یکدیگرند.[۱۰۴] گذشته از خدایان و الهه‌های اصلی، هر شهر و گروه برای خود خدایی انتخاب می‌کرد.[۱۰۳] از سوی دیگر مانند حاکمان سلوکی،[۱۰۵] پادشاهان اشکانی نیز در آثار هنری خود را خدا نشان می‌دادند. احتمالاً این رسم شایع‌ترین رسم مشترک پادشاهان بوده‌است.[۱۰۶]

هنر و معماری[ویرایش]

220px-Hatra_%2817%29.jpg

هنر دوره اشکانی را می‌توان به سه بخش جغرافیایی-تاریخی: هنر اشکانی، هنر فلات ایران و هنر میان‌رودان تقسیم نمود.[۱۰۷] اولین بخش هنر اشکانی پیدا شده در مهردادکرت، ترکیبی از هنر یونانی و ایرانی در راستای سنت‌های هخامنشی و سلوکی است.[۱۰۷] بخش دوم آن، گویای تأثیر آثار هنری دوره هخامنشی می‌باشد[۱۰۸] و بخش سوم به‌تدریج با گذشتن مرزهای اشکانی از میان‌رودان شکل گرفته‌است.[۱۰۸]

نقوش متداول به جا مانده از دوران اشکانی معمولاً شامل تصاویری از شکارهای سلطنتی و اهدای نشان توسط پادشاهان است.[۱۰۹] استفاده گسترده از این نقوش منجر به استفاده حتی توسط حاکمان محلی شده بود.[۱۰۷] این نقوش معمولاً شامل انواع نقش برجسته، فرسکو و دیوارنگاری می‌شد.[۱۰۷] همچنین از الگوهای هندسی و طرح گیاهان به صورت گچ بری بر دیوار نیز استفاده می‌شده‌است.[۱۰۸]

پارتیان در شمال خاوری ایران معماری نوینی را تکوین بخشیدند. معماری پارتیان، با ترکیب عناصر ایرانی و یونانی شیوه جدید و بی‌نظیری را در معماری به‌وجود آورد.[۱۱۰]

یکی از هنرهای برجسته پارت‌ها، ظروف کنده کاری شده از عاج است که در نسا پیدا شده و نقوشی از حیوانات، الهه‌ها و موجودات تخیلی بر آن‌ها نقش بسته‌است. این ظروف مربوط به قرن دوم قبل از میلاد است. کنده کاری بر روی استخوان نیز از هنرهای دوره پارتیان است که در شهر الویا در ساحل دریای سیاه یافت شده‌است. مهرها و مسکوکاتی که تصویر پادشاهان بر آن‌ها نقش بسته‌است همچنین از جمله آثار هنری دوره اشکانی محسوب می‌گردد. یکی از خصوصیات هنر نقاشی و مجسمه‌سازی پارتیان موضوع نماسازی است که به عنوان میراث به ساسانیان انتقال پیدا کرده و سپس به هنر بیزانس نیز راه یافت.[۱۱۱]

باتری تیسفون (باتری بغداد)[ویرایش]

در سال ۱۳۳۰ خورشیدی، باستان‌شناس آلمانی ویلهلم کونیک و همکارانش در نزدیکی تیسفون ابزارهایی از دوران اشکانی را یافتند. پس از بررسی معلوم شد که این ابزارها پیل‌های الکتریکی هستند که به دست ایرانیان در دوران اشکانی ساخته شده و به کار برده می‌شده‌اند. او این پیل‌های تیسفون را Bagdad Battery نامید.[۱۱۲]

اکتشاف این اختراع ایرانیان به اندازه‌ای تعجب و شگفتی جهانیان را برانگیخت که حتی برخی از دانشمندان اروپایی و آمریکایی این اختراع ایرانیان را به موجودات فضایی و ساکنان فراهوشمند سیارات دیگر که با بشقاب‌های پرنده و کشتی‌های فضایی به زمین آمده بودند، نسبت دادند، و آن را فراتر از دانش اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی دانستند. برای ایشان پذیرفتنی نبود که ایرانیان ۱۵۰۰ سال پیش از لوییجی گالوانی ایتالیایی (۱۷۸۶ میلادی) پیل الکتریکی را اختراع نموده باشند.[۱۱۲]

220px-%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF.jpg

یونانیان و مصریان با الکتریسیته ساکن آشنایی داشتند. پارتی‌ها (اشکانی) در بغداد در فاصله سال‌های ۲۵۰ق. م تا ۲۲۴ پ.م. باتری الکتریکی ساختند. شرکت جنرال الکتریک این باتری‌ها را شبیه‌سازی کرده‌است[۱۱۳]

220px-%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF_2_.jpg

۲۰۰۰ سال پیش از اینکه کنت ولتا الکترودهای مشهور خود را به پای قورباغه متصل کند، باتری الکتریکی مورد استفادهٔ پارتیان بوده. این باتری‌ها به باتری‌های بغداد مشهورند. با روش “تعیین عمر کربنی (Radiocarbon dating)”دریافتند که قدمت این پیل‌ها به ۲۰۰ پ.م. می‌رسد. این پیل‌ها دارای بدنهٔ بیرونی از جنس ارتن ور بوده که حاوی میله‌ای آهنی است و به وسیلهٔ بخشی از بدنهٔ مسی (میلهٔ آهنی درون استوانهٔ مسی) ایزوله شده‌است. زمانی که درون محفظه با محلولی الکترولیت مانند آبلیمو پر شود، این وسیله جریان الکتریکی خفیفی تولید می‌کند. آزمایش‌های بعدی نشان داد که این وسیله ممکن است برای آبکاری جواهرات به کار می‌رفته[۱۱۴]

در سال ۱۹۳۸ باستان‌شناس آلمانی ویلهلم کونیگ که در آن زمان ادارهٔ موزهٔ بغداد را به عهده داشت، در زیر زمین این موزه به جعبه‌ای برخورد که شیء (اشیاء) عجیبی در خود داشت. او پس از تحقیقاتی به این نتیجه رسید که این وسیله شبیه یک باتری مدرن است. او در مقاله‌ای این مطلب را منتشر کرد و از این وسیله با عنوان باتری باستانی یاد کرد که برای آبکاری و انتقال لایه‌ای از طلا یا نقره از سطحی به سطح دیگر به کار می‌رفته. وی همچنین این تئوری را مطرح کرد که احتمالاً با اتصال چند باتری باستانی قادر بودند که (ولتاژ) خروجی بیشتری تولید کنند. ویلاردگری (Willard Gray)، یک مهندس برق شرکت جنرال الکتریک در ایالت ماساچوست، پس از مطالعهٔ مقالهٔ کونیگ تصمیم گرفت این باتری را بازسازی کند. زمانی که او درون کوزهٔ سفالین را با آب انگور، سرکه یا محلول سولفات مس پر کرد موفق به تولید ولتاژ حدود ۱٫۵ تا ۲ ولت شد. در ۱۹۷۸ دکتر اگبرشت مصرشناس مشهور نمونه‌ای از باتری‌های بغداد را بازسازی کرد و آن را با آب انگور پر نمود و توانست ولتاژ ۰٫۸۷ ولت تولید کند که از آن برای طلاکاری یک پیکرهٔ نقره‌ای استفاده کرد. او از این آزمایش نتیجه گرفت که بسیاری از اشیای باستانی که در موزه‌ها به عنوان طلا در نظر گرفته می‌شوند ممکن است نقره‌هایی باشند که آب طلا داده شده‌اند. نمونه‌های بیشتری از این باتری‌های باستانی در سال ۱۹۹۹ توسط دانشجویان دکتر Marjorie Senechal، استاد ریاضیات و تاریخ علم در کالج اسمیت ماساچوست، ساخته شد. آن‌ها با پر کردن کوزهٔ آن با سرکه قادر به تولید ولتاژ ۱٫۱ ولت بودند. علاوه بر تئوری استفاده از این باتری‌ها برای آبکاری فلزات، تئوری‌های دیگری مبنی بر استفادهٔ پزشکی یا موارد دیگر داده شده[۱۱۵]

ایرانیان از این پیل‌های الکتریکی جریان برق تولید می‌کردند و از آن برای آبکاری اشیاء زینتی سود می‌جستند. اما در پهنه دریانوردی ایرانیان از این اختراع جهت آبکاری ابزارهای آهنی در کشتی و جلوگیری از زنگ زدن و تخریب آن‌ها استفاده می‌کردند.[۱۱۲]

دموکراسی[ویرایش]

حکومت اشکانیان، به هیچ وجه حکومتی فردمحور نبود و به عکس، شاهان با وجود مجلس مهستان همیشه از تصمیم‌گیری‌های فردی و شتاب‌زده برحذر داشته می‌شدند. تاسیتوس نوشته‌است این مجلس از ۳۰۰ نفر از برگزیدگان روحانیون (مغان)، شاهزادگان و نیز اعضایی از خانواده‌های مهم پارتی همچون سورن، کارن و اسپهبد تشکیل می‌شد.[۱۱۶] این مجلس به دستور مهرداد اول - پادشاه اشکانی - در یکم مارس سال ۱۷۳ پیش از میلاد ایجاد شد و بزرگان نیز این تصمیم را مبنی بر ایجاد قانون اساسی و مجلس پذیرفتند.[۱۱۷] مورخان رومی که از این مجلس با نام سنا یاد کرده‌اند،[۱۱۸] در برخی ارزیابی‌ها، حدود اختیارات این مجلس را بسیار وسیع دانسته‌اند. انتخاب ولیعهد از میان شاهزادگان، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه درصورت دیوانه شدن، بیماری ممتد، ارتکاب اشتباه (حتی بدون داشتن نیت بد) و دلایل دیگر و نیز تغییر میزان مالیات‌ها و دستور ضرب سکه با تصویر تازه، تعیین شاهان ارمنستان، تأیید تشریفاتی (ضمنی) شاهان پارسی‌تبار سرزمین پنتوس (منطقه ساحلی جنوب و جنوب شرقی دریای سیاه در آناتولی به پایتختی شهر سینوپ) و همچنین انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دوره معیّن یا مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود.[۱۱۷]

گاهشماری رویدادها[ویرایش]

تبارنامه[ویرایش]

شاهان اشکانی[ویرایش]

توضیح: ح علامت اختصاری حدود است.

منابع[ویرایش]

  • پیرنیا، حسن (مشیرالدوله)، ایران باستانی، آرایان ۱۳۹۴
  • مقاله شجره نامه اشکانیان
  • مقالات درباره شاهان اشکانی
  • تاریخ ایران - دکتر خنجی
  • تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ا.آ. گرانتوسکی - م.آ. داندامایو، مترجم، کیخسرو کشاورزی، ناشر: مروارید ۱۳۸۵
  • پیگولووسکایا: تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸، ترجمه کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۳.
  • تاریخ اشکانیان - میخایل میخائیلوویچ دیاکونوف، ترجمه کریم کشاورز، تهران
  • تاریخ اجتماعی ایران. مرتضی راوندی. (جلد ۱) ۱۳۵۴
  • پژوهشی بر سکه های اشکانی: عنوان‌های سلطنتی، ضرابخانه‌ها و شمایل‌شناسی، اشکان، گرشاسبی، تهران، آریارمنا. ۱۳۹۷
  • تاریخ ایران باستان. دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم ۱۳۸۰
  • ولسکی، یوزف. شاهنشاهی اشکانی، چاپ اول. ترجمه مرتضی ثاقب فر. تهران: ققنوس، ۱۳۸۳. x- 452–311–964

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. ^  گزارش تاسیتوس
  2. ^  آمیانوس مارسلینوس
  3. ^  یوستینوس

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰۱٫۱ Fattah, Hala Mundhir (2009). A Brief History Of Iraq. Infobase Publishing. p. 46. ISBN 978-0-8160-5767-2. One characteristic of the Parthians that the kings themselves maintained was their nomadic urge. The kings built or occupied numerous cities as their capitals, the most important being Ctesiphon on the Tigris River, which they built from the ancient town of Opis.
  2. {پیرنیا، تاریخ باستانی ایران ص 171-172}
  3. ۳٫۰۳٫۱Green 1992, p. 45
  4. Chyet, Michael L. (1997). Afsaruddin, Asma; Krotkoff, Georg; Zahniser, A. H. Mathias, eds. Humanism, Culture, and Language in the Near East: Studies in Honor of Georg Krotkoff. Eisenbrauns. p. 284. ISBN 978-1-57506-020-0. In the Middle Persian period (Parthian and Sassanid Empires), Aramaic was the medium of everyday writing, and it provided scripts for writing Middle Persian, Parthian, Sogdian, and Khwarezmian.
  5. Brosius, Maria (2006). The Persians. Routledge. p. 125. ISBN 978-0-203-06815-1. The Parthians and the peoples of the Parthian empire were polytheistic. Each ethnic group, each city, and each land or kingdom was able to adhere to its own gods, their respective cults and religious rituals. In Babylon the city-god Marduk continued to be the main deity alongside the goddesses Ishtar and Nanai, while Hatra's main god, the sun-god Shamash, was revered alongside a multiplicity of other gods.
  6. Sheldon 2010, p. 231
  7. ۷٫۰۷٫۱۷٫۲۷٫۳۷٫۴۷٫۵۷٫۶CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  8. Waters 1974, p. 424.
  9. "roughly western Khurasan" Bickerman 1983, p. 6.
  10. Katouzian 2009, p. 41; Curtis 2007, p. 7; Bivar 1983, pp. 24–27; Brosius 2006, pp. 83–84
  11. Lecoq 1987, p. 151.
  12. Bivar 1983, p. 24; Brosius 2006, p. 84
  13. Bivar 1983, pp. 24–27; Brosius 2006, pp. 83–84
  14. Curtis 2007, pp. 7–8; Brosius 2006, pp. 83–84
  15. Ashrafian, Hutan. (2011), "Limb gigantism, neurofibromatosis and royal heredity in the Ancient World 2500 years ago: Achaemenids and Parthians", J Plast Reconstr Aesthet Surg, 64 (4): 557, doi:10.1016/j.bjps.2010.08.025.[پیوند مرده]
  16. Bivar 1983, pp. 28–29
  17. ۱۷٫۰۱۷٫۱Curtis 2007, p. 7
  18. ۱۸٫۰۱۸٫۱Katouzian 2009, p. 41
  19. Garthwaite 2005, p. 67
  20. ۲۰٫۰۲۰٫۱Brosius 2006, p. 85
  21. آندره ورستاندیک. تاریخ امپراتوری اشکانی. ترجمه محمود بهفروزی. تهران: انتشارات جامی، 1386، ص 43.
  22. Bivar 1983, pp. 29–31
  23. ۲۳٫۰۲۳٫۱Curtis 2007, p. 8
  24. ۲۴٫۰۲۴٫۱Brosius 2006, p. 86
  25. Bivar 1983, p. 36
  26. Bivar 1983, pp. 98–99
  27. ۲۷٫۰۲۷٫۱Brosius 2006, pp. 85–86
  28. ۲۸٫۰۲۸٫۱Bivar 1983, p. 29; Brosius 2006, p. 86; Kennedy 1996, p. 74
  29. Bivar 1983, pp. 29–31; Brosius 2006, p. 86
  30. Bivar 1983, p. 31
  31. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام katouzian_2009_41 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  32. Bivar 1983, p. 33; Brosius 2006, p. 86
  33. Curtis 2007, pp. 10–11; Bivar 1983, p. 33; Garthwaite 2005, p. 76
  34. ۳۴٫۰۳۴٫۱Curtis 2007, pp. 10–11; Brosius 2006, pp. 86–87; Bivar 1983, p. 34; Garthwaite 2005, p. 76;
  35. Garthwaite 2005, p. 76; Bivar 1983, p. 35
  36. Brosius 2006, pp. 103, 110–113
  37. Kennedy 1996, p. 73; Garthwaite 2005, p. 77
  38. Garthwaite 2005, p. 77; Bivar 1983, pp. 38–39
  39. Brosius 2006, p. 103 They most likely operated a mint at Mithridatkert/Nisa as well.
  40. Bivar 1983, p. 34
  41. Brosius 2006, p. 89; Bivar 1983, p. 35
  42. Bivar 1983, pp. 36–37; Curtis 2007, p. 11
  43. Garthwaite 2005, pp. 76–77; Bivar 1983, pp. 36–37; Curtis 2007, p. 11
  44. Bivar 1983, pp. 37–38; Garthwaite 2005, p. 77; see also Brosius 2006, p. 90 and Katouzian 2009, pp. 41–42
  45. Torday 1997, pp. 80–81
  46. Garthwaite 2005, p. 76; Bivar 1983, pp. 36–37; Brosius 2006, pp. 89, 91
  47. Brosius 2006, p. 89
  48. Bivar 1983, p. 38; Garthwaite 2005, p. 77
  49. Bivar 1983, pp. 38–39; Garthwaite 2005, p. 77; Curtis 2007, p. 11; Katouzian 2009, p. 42
  50. Bivar 1983, pp. 38–39
  51. Bivar 1983, pp. 40–41; Katouzian 2009, p. 42
  52. Bivar 1983, p. 40; Curtis 2007, pp. 11–12; Brosius 2006, p. 90
  53. Curtis 2007, pp. 11–12
  54. Brosius 2006, pp. 91–92; Bivar 1983, pp. 40–41
  55. Garthwaite 2005, p. 78
  56. ۵۶٫۰۵۶٫۱Bivar 2007, p. 26
  57. Brosius 2006, pp. 90–91; Watson 1983, pp. 540–542; Garthwaite 2005, pp. 77–78
  58. Garthwaite 2005, p. 78; Brosius 2006, pp. 122–123
  59. Brosius 2006, pp. 123–125
  60. Wang 2007, pp. 100–101
  61. ۶۱٫۰۶۱٫۱Brosius 2006, p. 92
  62. Kennedy 1996, pp. 73–78; Brosius 2006, p. 91; Sheldon 2010, pp. 12–16
  63. ۶۳٫۰۶۳٫۱Kennedy 1996, pp. 77–78
  64. Bivar 1983, pp. 41–44; also see Garthwaite 2005, p. 78
  65. Brosius 2006, pp. 91–92
  66. Bivar 1983, pp. 44–45
  67. Bivar 1983, pp. 45–46; Brosius 2006, p. 94
  68. Bivar 1983, pp. 46–47
  69. Bivar 1983, p. 47; Cassius Dio writes that Lucius Afranius reoccupied the region without confronting the Parthian army, whereas Plutarch asserts that Afranius drove him out by military means.
  70. Bivar 1983, pp. 48–49; see also Katouzian 2009, pp. 42–43
  71. Bivar 1983, pp. 48–49; also, Brosius 2006, pp. 94–95 mentions this in passing.
  72. Bivar 1983, p. 49
  73. Bivar 1983, pp. 49–50; Katouzian 2009, pp. 42–43
  74. Bivar 1983, pp. 55–56; Garthwaite 2005, p. 79; see also Brosius 2006, pp. 94–95 and Curtis 2007, pp. 12–13
  75. Bivar 1983, pp. 52–55
  76. ۷۶٫۰۷۶٫۱Bivar 1983, p. 52
  77. Bivar 1983, pp. 52–55; Brosius 2006, pp. 94–95; Garthwaite 2005, pp. 78–79
  78. Katouzian 2009, pp. 42–43; Garthwaite 2005, p. 79; Bivar 1983, pp. 52–55; Brosius 2006, p. 96
  79. Bivar 1983, pp. 52–55; Brosius 2006, p. 96
  80. ۸۰٫۰۸۰٫۱Kennedy 1996, p. 78
  81. Bivar 1983, pp. 55–56; Brosius 2006, p. 96
  82. Kennedy 1996, p. 80 asserts that permanent occupation was the obvious goal of the Parthians, especially after the cities of Roman Syria and even the Roman garrisons submitted to the Parthians and joined their cause.
  83. Kennedy 1996, pp. 78–79; Bivar 1983, p. 56
  84. Garthwaite 2005, pp. 67–68
  85. Widengren 1983, p. 1263
  86. ۸۶٫۰۸۶٫۱Brosius 2006, pp. 103–104
  87. Brosius 2006, pp. 116, 122; Sheldon 2010, pp. 231–232
  88. ۸۸٫۰۸۸٫۱Kennedy 1996, p. 84
  89. Wang 2007, pp. 99–100
  90. Curtis 2007, pp. 7–25; Sellwood 1983, pp. 279–298
  91. Brosius 2006, p. 103
  92. Sellwood 1983, p. 280
  93. Sellwood 1983, p. 282
  94. Curtis 2007, pp. 14–15; see also Katouzian 2009, p. 45
  95. Garthwaite 2005, p. 85; Curtis 2007, pp. 14–15
  96. ۹۶٫۰۹۶٫۱Curtis 2007, p. 11
  97. Garthwaite 2005, pp. 80–81; see also Curtis 2007, p. 21 and Schlumberger 1983, p. 1030
  98. Schlumberger 1983, p. 1030
  99. Bivar 1983, p. 56
  100. Katouzian 2009, p. 45
  101. Neusner 1983, pp. 909–923
  102. Asmussen 1983, pp. 924–928
  103. ۱۰۳٫۰۱۰۳٫۱Brosius 2006, p. 125
  104. Garthwaite 2005, pp. 68, 83–84; Colpe 1983, p. 823; Brosius 2006, p. 125
  105. Duchesne-Guillemin 1983, pp. 872–873
  106. Colpe 1983, p. 844
  107. ۱۰۷٫۰۱۰۷٫۱۱۰۷٫۲۱۰۷٫۳Brosius 2006, p. 127
  108. ۱۰۸٫۰۱۰۸٫۱۱۰۸٫۲Brosius 2006, p. 128
  109. Brosius 2006, p. 127; see also Schlumberger 1983, pp. 1041–1043
  110. ابوذری، م. (١٣٨٠) آشنایی با میراث فرهنگی هنری ایران، تهران، سازمان پژوهش فرهنگی.
  111. دیاکونف، میخائیل. م (۱۳۴۶). تاریخ ایران باستان. بنگاه ترجمه و نشر کتاب (ترجمه روحی ارباب).
  112. ۱۱۲٫۰۱۱۲٫۱۱۱۲٫۲ ماهنامه پیام دریا، ماهنامه اطلاعات علمی، مقاله اختراعات ایرانیان در پهنه دریانوردی و نجوم (جعفر سپهری)
  113. http://books.google.com/books?id=hISACjsS3FsC&pg=PA66&dq=parthian+battery#v=onepage&q=parthian%20battery&f=false
  114. http://books.google.com/books?id=5mT06u90nR0C&pg=PA136&dq=parthian+battery#v=onepage&q=parthian%20battery&f=false
  115. http://books.google.com/books?id=fSbRZunGbF4C&pg=PA130&dq=parthian+battery#v=onepage&q=parthian%20battery&f=false
  116. آوات ابراهیمی، سعیده صیادی (۲۸ مرداد ۱۳۸۹). «بررسی تطبیقی مجلس مهستان دوره اشکانی بامجلس اول مشروطه» (PDF). جام جم. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۲ مه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۰ مه ۲۰۱۴.
  117. ۱۱۷٫۰۱۱۷٫۱ نوشیروان کیهانی زاده. «برقرارشدن دمکراسی در ایران در مارس سال ۱۷۳ پیش از میلاد و تأسیس مِهستان به پیشنهاد مهرداد یکم، شاه اشکانی». دریافت‌شده در ۱۰ مه ۲۰۱۴.
  118. زهرا محمدی (۱۰ آذر ۱۳۸۸). «مهستان، مجلس دوهزار ساله ایران». تبیان. دریافت‌شده در ۱۰ مه ۲۰۱۴.

منابع[ویرایش]

  • ویزه‌هوفر، یوزف. ۱۳۹۲، امپراتوری اشکانی و اسناد و منابع آن: مجموعهٔ مقالات، تهران، فرزان‌روز.
  • تاریخ ایران - دکتر خنجی
  • ا.آ. گرانتوسکی - م.آ. داندامایو. ۱۳۸۵، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ترجمه کیخسرو کشاورزی،تهران، مروارید.
  • پیگولووسکایا. ۱۳۵۳، تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸، ترجمه کریم کشاورز، تهران، پیام.
  • گرشاسبی، اشکان. ۱۳۹۷، پژوهشی بر سکه های اشکانی: عنوان‌های سلطنتی، ضرابخانه‌ها و شمایل‌شناسی، تهران، آریارمنا.
  • دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ، ۱۳۹۱، تاریخ اشکانیان. ، ترجمه کریم کشاورز، تهران، وانیا.
  • راوندی، مرتضی. ۱۳۵۴، تاریخ اجتماعی ایران (جلد ۱)، تهران، امیرکبیر.
  • دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. ۱۳۸۰، تاریخ ایران باستان، ترجمه روحی ارباب، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
  • ولسکی، یوزف. ۱۳۸۳، شاهنشاهی اشکانی، چاپ اول. ترجمه مرتضی ثاقب فر. تهران، ققنوس. x- ۴۵۲–۳۱۱–۹۶۴

پیوند به بیرون[ویرایش]

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟




ارسال نظر

نام


ایمیل


نظر